Daisypath Anniversary tickers دنیایی به رنگ یاسی


دنیایی به رنگ یاسی
زندگی یعنی زنده و پاک زیستن و لمس حقایق بی نظیر هستی و بهترین استفاده از این هدیه ملکوتی وشکرگزاری 
قالب وبلاگ

بخش دوم سفرنامه روسیه- پارک پیروزی - کلیسای مسیح منجی 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٧/۳٠ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

سفرنامه روسیه - بخش اول - ورود

برچ های هفت خواهران - 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۳/٧/٢٧ ] [ ٤:٢٧ ‎ب.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

میخوام سفرنامه روسیه را توی فایل پی دی اف بذارم اینجا . کسی ایده ای داره چطوری باید اینکار را بکنم؟ چون عکسها زیاده . و هر عکسی هم اینجا بذارم دو روز بعد میپرده.

[ ۱۳٩۳/٧/٢٧ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

اصلا نمیدونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم. از بس ننوشتم.

تابستان که کلا تمام وقت درگیر کار بودیم و مهمونی های مامان تپل - 

و اصلا فاز ام تغییر کرده بود از بس همه چیز یک جور دیگه بود.

بعد هم که خیلی وقتها سنگینی کار باعث میشد تا ساعت 1 -2 شب دفتر باشیم. 

و خیلی هم البته شیرین بود. 

بستگی به خود آدم داره که از چه چیزی در ذهنش چه چیزی بسازه و من اینو خیلی وقته یاد گرفتم که از همه چیز لذت ببرم . همه چیز. خصوصا چیزهای اجباری .که نمیشه تغییرش داد.

اینه که کار که برای من دو سه سال پیش شده بود معضل توی یکسال اخیر به قدری شیرین شده بود که اصلا دلم نمیخواست برم خونه یا وقتهایی که سرکار نبودم دلم تنگ میشد. چون ذهنیتم را تغییر داده بودم. 

انقدر تاثیر داره که الان اینهمه دلبستگی رو نسبت به کار باید کم کنم. چون بلاخره باید بچه دار بشم . و الان دارم روی خودم کار میکنم که دوست داشته باشم بچه دار شم. 

چون یک حس درونگرانی و داشتن فضای خصوصی شخصی که مال خودت باشه و تغییر که کلا سخته. ولی دیگه دلم نمیخواد فرصت ام رو از دست بدم . بلاخره شاید هنوز دوست ندارم. هنوز دلم میخواد دو نفره باشیم. ولی میترسم بعدا پشیمون شم. و گاهی خیلی نگران میشم که نکنه فرصتم را از دست بدم و با تنبلی و پشت گوش اندازی... 

 

تازه دختر عمم که تازگی باردار شده به من میگفت حیف نیست که از تو و تپل هیچ نسخه ای تولید نشه ؟  میگفت به نظرم باید از خودتون یک کپی چیزی باید بیرون بدید نسخه مجدد : هاهاهاها...خیلی خندم گرفت

اما من دلم میخواد همش به درون خودم سیر کنم. 

البته آخر فصل یعنی 28 شهریور هم یک سفر خیلی غیر منتظره به روسیه رفتیم که فوق العاده بود.

یعنی با 41 همگروهی عالی و خوب کارگزاران روسیه مون هم چه در مسکو چه در سنت پطرز بورگ برامون سنگ تموم گذاشتند. خیلی برامون عزیز هستند.

چقدر هم داستانهایی درباره ارواح سرگردان مترو و شهر مسکو برامون گفتند. که دوستامون هر شب نمیذاشتند بخوابیم ترسیده بودند همش میگفتند روح امده توی اتاقشون. 

داستان سفرمون خیلی مفصله و روز آخرش هم در دوبی بودیم چون از طریق امارات رفته بودیم. 

بیشترین جایی که دوست داشتم کاخ پطرهوف بود - و کلیسای مسیح منجی.

البته همه جاها را دوست داشتم. نمیدونم بگم کدوم رو بیشتر دوست داشتم. 

اصلا تک تک سنگ ها و ساختمانها حتی حالت روح زدگی شهر مسکو را دوست داشتم. 

وقتی پوپی را رفتیم تحویل گرفتیم از دوستمون چنان پوپی از ذوق نفس نفس میزد و با دو تا پنجه اش بازوی منو گرفته بود و با چشماش زل زده بود بهم که اصلا یک جوری شدم . پر شدم از عشق . بعد با خودم فکر کردم وقتی یک سگ انقدر به تو حس خوبی میده لابد بچه صدها برابر. 

دختر عمم میگفت این ما نیستیم که برای بچه کاری میکنیم اون بچه است که برای زندگی های ما شادی و عشق میاره .خلاصه هنوز خود درگیری دارم که اینکارو بکنم یا سال دیگه .ولی میترسم دیر بشه . 

خیلی دلم میخواد ریز به ریز سفر را تعریف کنم. البته سفرنامه روسیه توی همه سایتها هست و نیازی به توضیح اش نیست. ولی بعضی لحظه های خوبمون را دلم میخواد ثبت کنم.

از نکات بسیار جالب سفرمون دیدن ده ها عروس و داماد و مراسم نامزدی و عروسی در شهر مسکو و سنت پطرزبورگ بود. حتی توی هتل خودمون که هتل هیلتون که یکی از برجهای  هفت خواهرون مسکو هست که بسیار باشکوهه یک عروسی مجلل برگزار شده بود که از راهروی طبقه ما معلوم بود. چقدر عروسی چقدر بچه /همه یا نوزاد به بغل بودند یا بچه توی کالسکه داشتند. مثل اینکه طرح جدید دولت این بوده که به شدت برای جلوگیری از رشد منفی جمعیت ساپورت مالی میکنه تا جوان ها بچه دار بشن. من خیلی تعجب کردم از هر ده نفر حداقل 7 نفر بچه به بغل بودند. و ر به ر عروسی و نامزدی های مجلل .خیلی دوست داشتم. 

 

 

 

 

[ ۱۳٩۳/٧/٧ ] [ ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

باورم نمیشه دو ماهه که اینجا ننوشتم . تو این مدتی  که مامان تپل ایران بود به قدری سرمون گرم شده بود که هیچ وقت خالی برای نوشتن نمی ماند. ومخصوصا که سرکار هم خیلی کارمون زیاد شده برعکس پارسال که کم شده بود. دیشب مامان اش به سلامتی برگشت امریکا - البته من خیلی دلم گرفت و این بار  خیلی به حضورش عادت کرده بودم.وقتی می رفت تازه متوجه شدم که چقدر ناراحتم. تا لحظه رفتن اصلا این حس را نداشتم. دنیای عجیبیه جایی که محبت های واقعی هیچ وقت رنگ نمی بازند. 

به هر حال از دوستای خوبم که به یاد من هستند تشکر میکنم و سعی میکنم بیشتر بنویسم .

[ ۱۳٩۳/٥/٢٤ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

از نظر من زندگی یک چیز عجیب و فوق العاده است. همش بازتاب عملکردهای ما- و انتقال افکار ما - 

و عجیب این که این خودمون هستیم که قشنگ ترین خاطرات رو می سازیم. 

وقتی عکسها رو مرور میکنم و می بینم چقدر بهمون خوش گذشت تو تعطیلات و روزهای دیگه می بینم اون کسی که مصرانه برنامه ریزی کرده و کلی تدارک دیده و یک برنامه شاد ایجاد کرده ما بودیم . من و تپل / 

این خود ما هستیم که خاطره قشنگ درست میکنیم . زندگی قشنگ درست میکنیم .

به همین منوال لیستی از جنگلها و دشت ها و سینماها و تئاترها دارم که هر روز یکی اش رو میریم . و یک خاطره تولید میکنیم. 

[ ۱۳٩۳/۳/۱٩ ] [ ٦:۱٤ ‎ب.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

زندگی یعنی : تئاتر - سینما - کتاب -  هنر مفهومی - باران - نور آفتاب - رنگ های درخشان - یاسی - فیروزه ای - عمق  - معناگرایی - در نظر داشتن وحدت کل جهان - دیدن و توجه به ناظر جهان - 

 

تنها چیزی که برام لذت بخشه دیدن  کار هنرمندایی که درد و عمق درد را توی تصویر نشون میدن - و تئاترها و فیلمهایی که می بینم و ارزشمنده چندین روز بهش فکر میکنم و نقدهاش رو میخونم. 

و دیدن فیلمهای سخیف و سطح پایین اعصابم رو خورد میکنه انگار به جای غذا به روحت کاه و یونجه بدن. در این حد

وقتی با عشق میام راجع به نقد یک فیلم حرف میزنم و همه هاج و واج نگاه میکنند - یا معنی کلمه آوانگارد را نمیدونن - احساس تنهایی میکنم. البته که خودم بعضی از الفاظ رو خوب نمی تونم تلفظ کنم ولی معنی اش رو میدونم مثل اگزیستانسیالیسم- میگم چرا توی ابعاد دیگه زندگی مردم دوست ندارند بچرخند و لذت ببرند فقط به روزمرگی می رسند.

 

 

 

 

[ ۱۳٩۳/۳/۱٠ ] [ ٥:٥٦ ‎ب.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]

اگر خنده را فلج کنی - گریه را نیز فلج کرده ای

تنها کسی که می تواند خوب بخندد می تواند خوب بگرید.

و اگر بتوانی خوب بخندی و خوب گریه کنی زنده ای پ

( و گرنه مردی*) 

 

[ ۱۳٩۳/۳/۳ ] [ ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ] [ یاس بنفش ] [ نظرات () ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

در طول زندگی ام معنویت و اتصال با خدا و درک حقایق هستی برایم از همه چیز مهم تر است و همیشه عاشقانه به دنبال آموختن در راستای علوم معنوی هستم. ------------------------------------------- برنده لوح تقدیر و هدیه پرشین بلاگ رتبه 2 پرترافیک ترین وبلاگ سال 90 پرشین بلاگ سومین دوره جشنواره وبلاگهای بانوان ------------------------------------------- برنده لوح تقدیر و رتبه 17 رای گیری وبلاگ های برتر بانوان سال 90
نويسندگان
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
امکانات وب