Daisypath Anniversary tickers شیوه دعا + زمان + مکان + آدمهای دیگر+ اشتباه در مثبت اندیشی - دنیایی به رنگ یاسی

دنیایی به رنگ یاسی

زندگی یعنی زنده و پاک زیستن و لمس حقایق بی نظیر هستی و بهترین استفاده از این هدیه ملکوتی وشکرگزاری

درباره من
یاس بنفش
در طول زندگی ام معنویت و اتصال با خدا و درک حقایق هستی برایم از همه چیز مهم تر است و همیشه عاشقانه به دنبال آموختن در راستای علوم معنوی هستم. ------------------------------------------- برنده لوح تقدیر و هدیه پرشین بلاگ رتبه 2 پرترافیک ترین وبلاگ سال 90 پرشین بلاگ سومین دوره جشنواره وبلاگهای بانوان ------------------------------------------- برنده لوح تقدیر و رتبه 17 رای گیری وبلاگ های برتر بانوان سال 90
نویسندگان
برگه ها
نویسنده: یاس بنفش
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱٩

یک رومیزی صورتی گرفتم - احساس ام رو نسبت به غذا خوردن تغییر داده-

غذا رو شمرده شمرده میخورم و با لذت و کیفیت بهتر

فکر نمیکردم رومیزی روی اعصاب تاثیر انقدر تاثیر داره  - حالا دارم فکر میکنم شاید رنگ های دیگه هم بگیرم

 

-------------------------------------------------------------------

 اصرار شما برای نوشتن نامه به فرشته ها چندین ماهه که باعث شده بخوام اینا رو بگم ولی صبر کردم. تا امروز- من چیزی رو نقض نمیکنم ولی تکمیل میکنم: 

من خیلی وقته که سیستم دعاهام رو تغییر دادم.

من دیگه یکسری کارهایی که قبلا از روی نوشتارهای مثبت اندیشی انجام میدادم انجام نمیدم.کتاب های جدید مثبت اندیشی خیلی مفید هستند . ولی تصوری اشتباه در آدم ایجاد میکند که انسان اختیار مطلق است !!!! و اگر به چیزی نرسیده تقصیر خودشه!!!

این بزرگترین لطمه را به روحیه آدم می زند. چون فکر میکند الان باید میلیاردر می بود و نیست.

و انسان نه اختیار مطلق است که مثل فیلم راز هرچی خواست بشود

نه جبر مطلق که بنشیند و در و دیوار را نگاه کند منتظر سرنوشت شود

این عقیده که انسان اختیار مطلق است که در فیلم راز به آن اشاره شده باعث صد مدل سرخوردگی در آدمهایی است که میشناسم.

ذره ای از توکل و صبر در این فیلمها و کتابها نیست

فقط قرار است مثل یک موجود صرفا مصرف گرا هی برای خودمون ماشینهای شیک تر و گران تر - سفرهای لاکچری - وسایل جدید تصور کنیم و هی بهش فکر کنیم تا بیاید.

آیا داشتن پول بیشتر - خرید خانه خیلی بزرگتر - داشتن باغ و ویلا خوشبختی می آورد؟ یا رضایت ما از دیدن یک کیف کهنه قدیمی که مارا یاد اولین دیدار ما با عشق مان می اندازد؟

آیا داشتن خواسته های خیلی زیاد - یک لیست بلند بالا مهم است ؟ 

یا شکر گزاری از وضعیت فعلی -

آیا صرفا داشتن یک عالمه امکانات مادی مهم است ؟ 

یا نوع استفاده از امکانات موجود؟( مثلا در یک ترول در فیس بوک دیدم که مثلا نوشته بود امکاناتی که مادرهای ما داشتند : دوتا قابلمه یک گاز 

 

ونتیجه ده ها غذای خوشمزه و اصیل -

و امکاناتی که دختران امروز دارند ده ها دستگاه - همزن - شیرینی پزی- چند مدل فر- ساندویچ ساز - قهوه ساز - چای ساز- ماهیتابه های مختلف و نتیجه : بی حوصلگی در غذا درست کردن - سمبل کردن ...و غیره )

 

 

 

 

 

 

آیا مادرهای ما با امکانات تکنولوژی کمتری ما را با لذت و بهترین کودکی بزرگ نکردند؟ آیا حتما باید هی به پول بیشتر رسید تا خوشحال بود ؟

 البته حداقل ها لازم است (‌منظورم این نیست که روی حصیر بنشینیم. ) بلاخره هر آنچه در شان و در حد ملزومات زندگیه .

 

آیا همان جمع بی شیله پیله دوستی های بچگی و بازی لی لی که میکردیم به ما بالاترین کیف را نمیداد؟

آیا کسی به ما تضمین داده است که هیچ وقت هیچ مشکلی برای ما پیش نیاید؟

آیا قرار است فقط لحظه های خوب را تجربه کنیم  و تا کوچکترین تاخیر و مشکلی پیش می آید باید بگوییم که حتما اختلالی در سیستم مثبت اندیشی من پدید آمده؟

انسان اختیار مطلق نیست.

دنبال مقصر میگردیم که ببینیم چه کسی شرایط موجود را پیش آورده؟

مقصری وجود ندارد. قراره یک کم سربالایی بریم یک کم سر پایینی ...قراره سر راه خار باشه و گل ..همه چیز با هم - بپذیریم که همیشه قرار نیست همه چیز بر وفق مراد ما باشه و اگر نشد هیچ مشکلی از سیستم کائنات و مثبت اندیشی ما نیست . قراره خیلی چیزها رو تجربه کنیم . خیلی چیزها که شامل خوب و بد میشه. 

 

 صبر لازم است گاهی - گاهی خواسته ما کاملا بر ضد مصلحت ما می شود. -

ناکامی لازم است- تا زندگی به آدم مزه بدهد.( افسردگی غیر قابل علاج قشر مرفه را لابد دیده اید ) 

صبوری که اساسا تعریف شده در سیستم زندگی ما ایرانی ها چیز بسیار خوبیه که فراموش شده. 


به این نتیجه رسیدم که خود خدا بهترین رو برای ما میخواد .

دیگه دعا میکنم هر آنچه برای من مناسب تر است تحقق ببخش .

حتی در مورد خانه هم همین کار را کردم 

نه اشاره به متراژ کردم - نه محل - ...فقط گفتم هر آنچه مناسب با وضعیت ما ( من و تپل) است. خوب خدا بهترین را به ما عطا کرد- 

یک سری هدف کلی برای خودم ترسیم میکنم . که مثلا تا 6 ماه آینده و در نهایت تا  5 سال آینده چه کار بکنم چه کار نکنم. مثلا گرفتن فلان مجوز - یا گرفتن فلان مدرک برای کارم - کشیدن مثلا 10 نقاشی مرتبط با موضوع .....

هرچند گاهی با جزئیات- اما در نهایت میگویم  هر آنچه خدا برای من بهترین و عالیترین است عطا کند. 

 بیشتر باید تشکر کرد از خدا تا دعا .

همه چیز پول نیست.

الهی بودن یک خواسته مهم تره

مثلا دوستی داشتم که به محض اینکه حقوق بالاتر بهش پیشنهاد شد. کارش رو ترک کرد و به محل کار جدید رفت - ولی ظرف دو ماه با اینکه حقوق آنجا دوبرابر قبل بود عذرش را خواستند بی دلیل - و دو سال سرگردانی کشید تا تونست یک کاری با همون آرامش محل قبلی اش بدست بیاره .

اون میگفن : حالا فهمیدم که همه چیز پول نیست.

دو سال سرگردانی - از دست دادن موقعیت خوبش - زیر سوال رفتن اعتبارش- بی حرمتی که آن شرکت جدید به او کرد.

 

بعضی ها از ما  خودشو رو مالک بی قید و شرط یک سری چیزها میدونن.

و وقتی اون رو از دست میدن شروع به داد و بیداد و شکایت از خدا و زمین و زمان میکنن

مثلا کسی ماشین اش را از دست میده 

یا کارش را .

خوب زندگی همینه/ آیا شما به یک هتل 5 ستاره دعوت شده بودید که با کوچکترین ناملایمتی از زندگی سیر میشوید؟

یابعضی از ما کاملا به بدبختی دیگران بی تفاوت هستیم. و فکر میکنیم همیشه در اوج هستیم. می گوییم  خوب برای ما پیش نمی آید یا خوب شد که برای من پیش نیومد  . ولی حتی قارون با آنهمه ثروت - یک روز همه چیزش را از دست داد- اینطور نیست که خدا بعضی ها را گارانتی کند که هرگز بی پول نشوند . و بعضی ها را مهر فقر به آنها زده باشد.

شاید آن فقیر فردا وضع اش خوب شود و آن کس که دیروز با پول کلانش با فخر از کنار او گذشت پولش را از دست بدهد.

آیا درست است هر روز برای رسیدن به خواسته های مختلف مالی دست به دامن خدا بشویم. و از فرشته های عرش بخواهیم؟

آیا درست است بخواهیم  آدمها رو تغییر بدهیم. مثلا بخوام به فرشته کسی نامه بدم که مطابق میل ما رفتار کند.

آیا پذیرش و احترام گذاشتن به خواست و عقاید آدمها بهتر نیست تا هر روز به فکر تغییر آنها باشیم؟

من دیگه و به هیچ وجه این کار رو صحیح نمیدونم.

شاید باور نکنید من کلا خیلی نظرم تغییر کرده و اساسا کتاب های مثبت اندیشی رو مطلق نمیدونم . 

 

من فکر میکنم باید فکر کنیم . تلاش کنیم - مشورت کنیم . بعدش هم  به خدا بسپریم تا بهترین نتیجه حاصل بشه .

یعنی میگم خدا خودش بهترین را انجام میده - من تلاشه خودم را کردم. اگر این موضوع اوکی شد - که شد - اگر نشد بهتره اصرار نکنیم- 

اساسا بهترین وضعیت را که متناسب با من است را درخواست میکنم.  

یعنی میگم چرا باید ذهنم را محدود کنم - شاید خدا ده برابر اون چه که مثلا برای من آرزوست به من بده- البته برای خودم یک حداقلی تعیین میکنم ولی به اون خواسته نمیچسبم.

ضمن اینکه ملاک های من برخلاف این فیلمها و آموزه ها خیلی درگیر و دار جامعه مصرفی نیست. خوشبختی که برای هرکسی یک معنی میدهد.

خواست خداوند هم برای ما فقط یک زندگی مصرفی نیست. یک زندگی واقعی با درد ها و خوشی ها- پذیرش - لذت - است . 

 و هرکسی به نوبه خودش به خدا نزدیک است و با او ارتباط دارد.

اینطور نیست که اگر کسی دعایش مستجاب نمی شود لابد ارتباطش کمتر است.

خوب حتمـــــــــآ خدا چیز بهتری برای او میخواهد یا چیزی متفاوت - یک تجربه بهتر- یا شاید مسیر موفقیت را طی نکرده - یا شاید الزامات کار مورد نظر - همسر مورد نظر را هنوز کسب نکرده - شاید موفقیت او دو سال دیگر برایش دائمی باشد تا موفقیت زودهنگام وجعلی.

یا اگر کسی به یک سری معیارهای مادی رسیده و به ظاهر ( که باطن کاملا متفاوته) از بعضی ها امکانات بیشتری داشته / دعاهاش مستجاب میشن.

هیچ ربطی نداره

خدا دعای همه رو مستجاب میکنه.ولی معلوم نیست اون چیزی که ما میخوایم واقعا به نفع ما و رشد ما باشه .

هرکسی شخصا دعایش میگیرد. شخصا. 100%- 

دعای دسته جمعی خیلی خوب است.ولی دعای فردی هم صد در صد موثر است.

همه ما برگهایی هستیم به یک درخت با یک ریشه. 

 ضمنا من دیگر به فرشته ها نامه نمی دم. چون برای امور سخت و آسان / ممکن یا ناممکن خودم تلاش میکنم. و خیلی امیدوارانه به خدا و دست خدا ( مثلا ) فکر میکنم که روی شانه های من است. هر روز معجزه ها را  می بینم.( که شاید بقیه دقت نکنند) و از خدا میخوام زندگی بسیار بسیار با کیفیت ( نه کمیت ) به ما بدهد. ( چون در این صورت خدا کمیت هایی در حد لازم به ما میده که به کیفیت زندگی ما کمک کنه ) نه زیاده خواهی - نه گذشت الکی 

 

 


برچسب ها
     
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS