جمعه به خانه مامانم اینها رفتیم.

بحث سینما بود. که فیلم پل چوبی بهتر است یا فیلم دربند . 

و اینکه خواهرم رفته بود پل چوبی و عصبانی بود میگفت دوست نداشت و تپل هم اصرار داشت که تمام فیلمها را می رود و نظر خواهرم محترم ولی تاثیری روی ما ندارد.

پدرم برای کاری به تبریزو میانه رفته بود. با قطار . 

در طول مسیر در رستوران قطار کتب روانشناسی اش را خوانده بود تا 4 صبح . و کلی آشپز رستوران را نصیحت کرده بود درس بخواند. 

کلی از خاطره سفر یک روزه اش گفت و ما خیلی خندیدیم. مخصوصا گم شدن اش در میانه .

اینکه هر کوچه در اواسط به 5 کوچه تقسیم و هر 5 کوچه به 4 چهارکوچه تقسیم میشود و هرکاری کنی گم میشوی.

پنیر تبریز و ماست خوشمزه آورده بود.

خلاصه همی ماست محلی خوردندی و پنیر بردندی و البته یک بطری آب دریای خزر که برادرم آورده بود آوردندی تا سنگهای یشم و کوارتز و لاجورد و لابرانیت ام را بشورم . چون برای چاکرا درمانی ا زآنها استفاده میکنم و پدرم گفت باید با آب دریا یا آب نمک بشورم و بعد استفاده کنم. این سنگها را یک سال است دارم. به شکل هرم است . 

یادمه عکس اش را برایتان گذاشته بود.

میخواهم یک سری عکس در فیس بوک مخصوص وبلاگم بگذارم . وقت نمیشود.

فکر کنم دوماه است نرفتم بهش سر بزنم از این بابت عذر میخواهم.

حتما فعالش میکنم. ممکن است یک مدت سر نزنم ولی اساسا وفادار هستم به همه چیز و همه کس . چیزی را ترک نمیکنم.

 

دیروز پیاده روی طولانی داشتم. با گوش کردن آهنکهای دلخواهم.

اساسا بخاطر گوش کردن آهنگ و راه رفتن بین درختان بید مجنون میروم پیاده روی .

خیلی کارمون وقتمان را میگیرد ولی من دوست دارم کار کنم. احساس میکنم مغزم باز میشود و به کار می فتد .

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
فاطيما

عزيزم چقدر خوشحالم كه بازم مي نويسي نمي دونم يادت هست كه چند بار بهت گفتم و تشكر كردم كه خيلي چيزا تو زندگيمو مديونه تو هستم مرسي كه بازم مي اي نوشتهات حالموخوب مي كنه اگه مي شه اسم فيس بوكت رو هم بزار برام عزيزم خوشحال مي شم

هستي

سلام ياسي جون. خدا رو شكر كه دوباره داري مينويسي. پدرت كدوم كوچه ميانه رفته كه اون مدلي بوده؟ تاحالا نشنيده بودم كسي ميانه رو اينطوري توصيف كنه ،‌جالب بود برام. شاد و سلامت باشي خانوم گل.

رز

این اساساً گفتنت تو حلقم.امروز تو شرکت یه مشکلی برام پیش اومد دقیقاً عین تو شده بودم بی تفاوت شدم اینقدر حال داد که طرف نمی تونست ناراحتم کنه مثل همیشه

کیانادخترشهریوری

[قلب]

رقیه

سلام خیلی دوست دارم اسم فیس بوکت رو بدونم و از اونجا بازم مطالبتو بخونم خوشحال میشم بزاری

نسترن

نوشته های قشنگتو دوست دارم بازم از شادیات بگو یاسی جونم