چای سبز گردامبولی+ ته دیگ مستطیلی

برای تفنن این پست را مابین سفرنامه ها بنویسم : هاها دوتا پست در یک روز بعد از یک قرن دوری 

مامان تپل یک چایی برام آورده بود از امریکا که گرده - عکس هاش رو ببنیم :

 

 

بعد توی آب جوش باز میشه . 

 

 

و ته دیگ مربعی ابتکار تپل : کلا مردها تو آشپزی حرفی برای گفتن دارند. ریسک میکنند. 

 

ز

 

زندگی همینه دیگه نگاه کردن به باز شدن چای گردامبولی . و زل زدن به ته دیگ مربعی - زندگی کوتاهه . 

و اشعار سهراب : 

من کتابی دیدم ، واژه هایش همه از جنس بلور. 
کاغذی دیدم ، از جنس بهار، 
موزه ای دیدم دور از سبزه‌، 
مسجدی دور از آب‌. 
سر بالین فقیهی نومید، کوزه ای دیدم لبریز سوال‌. 

و شعار امروزه روز من : شجاع باش ..شجاع باش ..خودت رو پیدا کن . دیکته های جامعه را فراموش کن .نترس زندگی  کوتاهه . ریسک کن و نترس ...بذار هرچی میخواد بشه بشه ...تو کارهایی  که باید را بکن .حتی اگه ده بار شکست خوردی . خوب قوی ترمیشی . انقدر قوی که می بینی یک عده دنبالت هستند که بهت تکیه کنن. دو روز دیگه میمیریم و اسکلت میشیم . وقت را تلف نکنیم . و عین مرده های دیوانه دنباله رو زندگی نکنیم . تغییر بزرگ سخته اما حداقل دیگه حسرت نمیخوری  که کاش فلان کارو کرده بودم. ..محافظه کاری بسته.


 

/ 29 نظر / 97 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

یاسی جان لطف میکنی اسم یه چندتا کتاب خوب و مفید رو بهم بدی آخه میخوام برم کتابخونه مرسی عزیزم

پیراشکی عشق

سلام خوبی عزیزم؟ چرا سفرنامه هات رو پاک کردی؟ اتفاقی افتاده؟!

امیر

چه چای با مزه ای . دفعه باد باید سفر نامه تون و بخونم . الان وقت ندارم[لبخند]

سپیده

یاسی جون بیا دیگه دلمون واسه تنگ شده کجایی. .. دوستت دارم

sarah

واقعا انگار گاهی قسمته آدم یک دفعه وبلاگی را باز کنه. چقدر به این پاراگراف آخر نیاز داشتم. 100 بار ممنون. من مقیم آمریکا هستم می شه اسم روی جعبه این چای را بگی شاید بتونم اینجا پیدا کنم.

Banafsheh

Salam Yasi jan, man az khanandegane ghadidmi weblogetoon hastam, in chand vaghte kheili kheili yadetoon boodam, mikhastam babate tamame neveshtehatoon baz ham azatoon tashakor konam, kash baz ham mineveshtid, sale jadid ham mobarak bashe, omidvaram ke sale khoobio dar kenare khanevadatoon dashte bashid, hamishe o har ja ke hastid, shad o salem o movafagh o khoshbakht bashid,

افروز

کجایی دختر دلمون برات تنگ شده

یاسی جون دیگه نمینویسی دلتنگتیم

من ازوبلاگ قدیمیتون کلی انرژی میگفرفتم حتی حرفای مثبت وانرژی بخشتون باعث شددیدم به زندگی عوض بشه مسیرزندگیم عوض شدازتون ممنونم کاش دوباره بنویسید

شانا

یاسی اط روژان چه خبر خیلی به فکرش میافتم هنوز باهاش رفو و امد دارید؟